۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه

تغییر مدیر بخش فارسی صدای آمریکا


تغییر مدیر بخش فارسی صدای آمریکا                                      آرش - صبحی

بالاخره بعد از آنهمه نامه نگاری و نوشتن وگفتن واعتراض کردن بمنظور برکنار کردن علی سجادی مدیر سابق تلویزیون صدای آمریکا و حمایتی که توسط نیاک، یعنی دارودسته هوشنگ امیر احمدی و تیریتا پارسی از او بعمل میامد، بالاخره امروز آن نوشتن ها وگفتن ها اثر خودرا گذاشت و این عنصر وابسته به لابی های عیان وپنهان جمهوری اسلامی از کار برکنار شد. ضمن قدردانی از تصمیم مسئولین ارشد تلویزیون صدای آمریکا، بایستی به جناب آقای عسگر که بعد از علی سجادی بر کرسی مدیریت فارسی این رسانه تکیه زده تبریک گفته و از ایشان بخواهیم که دریک باز نگری اساسی در کلیت برنامه های این رسانه شرایطی فراهم آورند که این رسانه ضمن بهره گیری از پرسنل کار آزموده، وگویندگان وبرنامه سازان کارآمد و آگاه که در دوره آقای سجادی به ناحق ممنوع التصویر و ممنوع الصدا شده بودند به این رسانه بازگردانده شوند. باید دراین بازنگری اضافه بر انتخاب وبهره گیری ازکادر ورزیده، به این مهم توجه شود که اگر برنامه های این رسانه بصورت عمده برای فارسی زبانان وعمدتا" ایرانیان تهیه میشود. باید برنامه ها دربر گیرنده نیازهای مخاطبین باشد و برنامه ها بنا به اولویت ونیازهای زمانی وشرایط حاکم بر جامعه کنونی ایران ساخته وپخش شود.بعنوان یک بیننده این رسانه که مدتها بود هیچ رغبتی به تماشای آن نداشتم از مدیریت جدید استدعا دارم که برنامه های پرارزشی چون تفسیر خبر و برنامه هائی ازاین دست ، چه بلحاظ کیفی و چه بلحاظ کمی بگونه ای تببین شود که بتواند موجبات اغنا ما ایرانیان تشنه اطلاعات را فراهم آورد.
مسئله دیگر انتخاب شخصیتها ی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و... است که باید با وسواس بسیار صورت بگیرد . مخاطبین شما انتظار دارند تا آن رسانه در برنامه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وبطور مشخص برنامه تفسیر خبر، از شخصیتهائی دعوت بعمل آورد که بلحاظ سوابق، تخصص و خوشنامی مورد قبول مردم ایران باشند. من از جمله کسانی بوده وهستم که همواره برنامه تفسیر خبر را دنبال میکردم ولی از مدتها قیل احساس کردم که این برنامه بر خلاف سالهای نخستین آن ، این برنامه قادر نیست که پاسخگوی نیازهای من وبرابر اطلاع ، بسیاری دیگر از دوستان سیاسی ام باشد ، که این موضوع میتواند به اکثریت بزرگی از مردم ایران تعمیم داده شود. بهمین دلیل میخواهم بپرسم که چرا باید شخصیتی چون دکتر سیروس آموزگار با آن سابقه درخشان یا افرادی چون سعید قائم مقامی مدیر پرشین رادیو با آن اطلاعات وسیع ، یا شخصیتی چون الهه بقراط  وافرادی ازاین دست به برنامه تفسیر خبر دعوت نشوند وبجای اینها افرادی به این برنامه دعوت شوند که همه کارنامه وشخصیت آنها با کوهی از اگر و مگرها مواجه است.
جناب آقای عسگر ضمن تبریک مجدد از جنابعالی قویا" استدعا داریم که در چنین شرایط حساس و خطیری که کشور من وشما با اتفاقات مهمی روبروست وسیر تحولات هرروز ممکن است شتاب بیشتری بگیرد، ترتیبی اتخاذ نمائید که ملت ایران بتواند از رسانه تحت مدیریت جنابعالی بهترین استفاده ها را ببرد. باید توجه داشته باشید که ساعات برنامه ای مثل تفسیر خبر با همه اهمیتش به نیم ساعت تقلیل می یابد ودر مقابل ساعت برنامه های دیگر که شاید حداکثربین 20 تا 30 درصد از مخاطبین را بخود جلب مینماید تا دوبرابر ارتقاء پیدا میکند که من  وبسیاری از دوستان درون کشوری براین باور بودیم باید دستهائی درکار باشدکه نگذارند این رسانه به جایگاهی که مستحق اوست دست یابد. امید که در کارتان موفق باشی.

۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

باراک اوباما


آقای باراک حسین اوباما.                                      {{ آرش – صبحی }}
رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا.
میدانید امروز درایران چه خبر است؟ میدانید که امروز رژیم اسلامی با وسعیترین اعتراضات خشمگنانه مردم ایران که حکایت ازعدم مشروعیت و منفوربودنش در نزد ایرانیآن مینماید، روبروست؟
عالیجناب اوباما از اطرافیان ودستیارا ن خود بخواهید تا درغیاب خبرنگاران خبرگزاریهای خارجی ودوربینهای تلویزیونی مستقل، ازطریق ماهوارها وامکانات ارتباطی که بدون شک پیشرفته ترین هارا دراختیار دارید همین حالا اتفاقاتی را که هم اکنون در خیابانهای تهران وشهرستانهای ایران جریان دارد،  ترتیب ارتباط ومشاهدات شما با ایران را برقرار نمایند تا به روشنی ببینید در ایران چه میگذرد، و حضور ملت ایران در خیابانهای تهران وشهرستانها مبین چه حقیقتی است.
ببینید تا شاید باردیگر شعارسال گذشته مردم ایران که فریاد میزدند((  اوباما – اوباما *** یا با اونا یا باما )) در ذهن جنابعالی متبادرگردد، وهمین حالا بعد ازدوسال گفتگوهای بی حاصل ووقت کشی های بیمورد، متوجه شوید که با چه قوم وقبیله خبیث وآدمخواری مشغول خودفریبی بوده، وبا اقدامات بیهوده تان مطالبات بحق یک ملت تحت ظلم را نادیده انگاشته اید.
شاید پس ازلمس نمودن واقعیات تلخ این سرزمین که امروزو برای چندمین بار در حرکت اعتراضی مردم ایران تبلور یافته، به این نتیجه برسید که باید ازاتلاف وقت، ولاسیدن بیشتر با چنین حکومتی پرهیز،  وبا رویکردی منطقی ترتصمیمات خودرا با مطالبات وحقوق حقه ملت ایران دریک مسیر قراردهید وبعدازدوسال غفلت سهوی یا عمدی درچنین لحظا ت خطیر وحساسی که ملت ایران باردیگربمنظور تحقق مطالبا ت خود به پاخواسته با درپیش گرفتن یک خط مشی معقول دریابید که هرگونه گفتگو وتعامل دیپلماتیک با رژیم اسلامی بعنوان یک رژیم ضد بشری و چالش آفرین ومروج خشونت درعرصه جهانی و منطقه ای واز همه مهمتر حکومتی متحجر وضد مدرنیسم سرابی بیش نبوده، نیست، ونخواهد بود. واین مردم ایران هستند که جنابعالی وهم پیمانان اروپائی تان باید روی آنها سرمایه گذاری نمائید.
عالیجناب اوباما بعنوان یک فعال وزندانی سیاسی که سلامت خودرا در زندانهای این رژیم از دست داده ام، بشما عرض میکنم که اگرمردم مصر توانستند ظرف مدت 18 روز حسنی مبارک دیکتاتورفهیم مصررا ازاریکه قدرت بزیر بکشند، بدانید و آگاه باشید که ملت ایران این بارعزم جزم کرده است تا با حضوری گسترده وپیگیر، حتی با نثارخون خود در مدتی کوتاه خط بطلان برعمرننگین حکومتی بکشند که سی ودوسال است خون یک ملت را مکیده وازهیچ جنایت وخیانت وتجاوز وغارتکری و... کوتاهی نکرده است.
بیادتان بیاورم سال گذشته وبدنبال آن انتخابات قلابی ومملو از تقلب،  ودرحالیکه ملت ایران شاهد رنگین شدن کف خیابانهایش با خون نداها و سهرابها وکیانوش ها واشکانها و...بود،  حضرتعالی یا چشم پوشی ازهمه وقایع تلخ حاکم بر کشورما در پشت پرده سیاست، مشغول چانه زنی با ملای فاسدی بنام خامنه ای بودید که در جایگاه رهبری این حکومت فاسد و جنایتکار، درنماز جمعه فرمان سرکوب و شلیک تیر مستقیم به سوی مردم معترض را برای آدمکشان خود صادر نمود تادر روز روشن آنچنان سبعانه خون جوانان این مرزوبوم را برزمین بریزند.
آقای رئیس جمهور. بعنوان یک فرد ازجمعیت هفتاد میلیونی ملت ایران که یکی از سیاه ترین دوران تاریخ خودرا میگذراند،  قویا"ازجنابعالی استدعا دارم که این بارهمه هوش وحواستان را متوجه مبارزات ملت ایران بنمائید و بدانید که عمر ننگین این حکومت جبار وخائن وضد بشری سالهاست که تمام شده ودلیل ماندگاری آن تا به امروزچیزی بجز حمایت های غیرمسئولانه دولت شما واسلاف شما و هم پیمانان اروپائی شما نبوده است.
عالیجناب اوباما،  ما میتوانیم، گذشته ها را بفراموشی بسپاریم ودست دوستی بسمت هر کشوری دراز کنیم. ما ملتی صلح طلب وآشتی جووهمزیستی مسالمت آمیز،  ومروج آن بوده وهستیم. اگر شما هم برآنچه که جرج واشینگتن در قانون اساسی آمریکا آورده شده،  باور دارید، واز منظر شما منافع اقتصادی برحرمت وکرامت انسانی ارجحیت ندارد، انتظار داریم که دراین لحظات حساسی که ملت ایران جان برکف برای بزیر کشیدن دیکتاتوری علی خامنه ای مشغول یک مبارزه جانانه میباشند، این صدا را با دقت وفراصت بشنوید وما ملت را دراین راه مقدس یار ومدد کار باشید.
برقرارباد دوستی دوملت ایران وآمریکا     نابود باد هرنوع دیکتاتوری
ایران  25بهمن 89  برابر با 14 فوریه 2011

۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

شانزدهم آذر: نبرد آزادی خواهان با استبداد


باید درتاریخ ثبت شود که امروز سه شنبه 16 آذر 1389سالگرد خروش دانشجوئی که طی 57 سال گذشته با تمامی تنگناها همواره گرامی داشته میشده وبهمین دلیل بنام روز دانشجو نامگذاری شده، امسال ودر چنین روزی تهران بوسیله نیروهای گوناگون جمهوری اسلامی با انواع واقسام ابزار وادوات جنگی و سرکوب به میدان جنگ بدل شده وهر بیننده ای را به شگفتی وامیدارد که در این کلان شهر چه میگذرد که رژیم  مدعی دارای امنیت با پشتوانه مردمی چنین لشکر کشی عظیم وگسترده ای را در سطح تهران مستقر نموده ودستور ولایت مطلقه برآنست که هر جنبنده ای که بخواهد از اینسوی خیابان به آنسو برود باید تفتیش شود که هدف اواز این جابجائی چیست.
 رژیم الهی - جنائی ولایت مطلقه فقیه کم نگذاشته و با نصب داربست و کشیدن دیاور برزنتی بر جلوی درب بزرگ دانشگاه تهران بگو نه ای عریان نماد خفقان و سرکوب ودیوار ومشت آهنین را با برزنت کشی بنمایش گذاشته است. ولی با همه این تمهیدات دانشجویان غیور ما در دروت دانشگاه دارند فریاد میزنند مرگ بر دیکتاتور. فریاد میزنند . دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد.. غریو فریادشان فضا را میشکافد که دانشگاه زنده است. ماموران درمانده رژیم با اینکه تعداشان از شمارش بیرون است و به لباس گلادیاتوری و مجموعه آلات سرکوب مجهزند در این سوی دیوار آهنین یرزنتی ایستاده اند وچشم بر انبوه مردمی دوخته اند که بصورت انبوه از چهارراه پهلوی سابق وپارک دانشجو بسمت دانشگاه وبلعکس در تردد هستند و با خشمی مملو از نفرت براین این مزدوران نگاه میکنند  بسیاریشان زیر لب هم مشغول زمزمه هستند که نمیتواند زمزه ای خوش آیندی برای گزمه های حکومتی باشد. حجم جمعیت در حالی بدین گستردگی است که بسیاری از مردم بدلیل آلودگی هوا برخلاف میل باطنی شان نتوانستند در این جدال نابرابر اما بطور قطع پیروزی آفرین حضور بهم رسانند.
 همین حالا از مشهد خبر رسید که 500 نفر از دانشجویان در دانشگاه تجمع کرده و مشغول دادن شعار مرگ بر دیکتاتور و دانشجوی زندانی آزاد باید گردد هستند. در عین حالی که از دانشگاه تهران خبر رسید که اینتر نت دانشگاه بکلی قطع شده و امکان هرگون ارتباط غیر ممکن است در دانشگاه علم وصنعت هم مبادی های ورودی منتهی به این دانشگاه از سمت نارمک - میدان الغدیر - یادآوران وخیابان دلاوران مسدود گردیده که همین امر منجر به یک ترافیک سنگین در آن منطقه شده و رانندگان مدام مشغول بوق زدن ممتد بودند. در خیابان انقلاب و خیابان پهلوی سابق . میدان ولیعصر وبلوار کشاورز جمعیت زیادی بچشم میخورد که ماموران یونیفورم پوش و لباس شخصی مدام با هجوم وحمله در صدد متفرق کردن این جمعیت هستند. تمامی خیابانهای فرعی منتهی به خیابان انقلاب از سمت بلوار کشاورز عملا" مسدود گردیده و هر گونه رفت وآمد از سوی ماموران غیر ممکن شده و حتی برای ساکنین هم رفت وآمد بدشواری صورت میگیرد. بنا به خبری که یکی از دوستان از منطقه داده بود در خیابان ایتالیا که در ضلع شمالی دانشگاه تهران قراردارد دو خانم در زمامیکه داشتند بصورت پنهان از یک پنجره خانه ای عکس میگرفتند با هجوم ماموران به آن ساختمان مورد تهدید قرارداشتند که خوشبختانه اوباشان موفق به بازداشت آنها نشده اند. از قم هم خبقر رسیده است که اعتراضات در وسعتی کمتر از دانشگاههای دیگر صورت گرفته ولی با هج.م لباس شخصی ها دانشجویان متفرق شده اند . خبر رسیده است که حتی در حوزه هم اعتراضات جست هو گریخته دیده شده است که احتمالا" اخبار ویا کلیپ خبری آن منتشر خواهد شد.در دانشگاه تربیت مدرس هم وضعیت مشابه دانشگاه تهران است وانبوهی از نیروهای ضد شورش و اوباشان لباس شخصی در اطراف این دانشگاه مستقر هستند  وتمامی راهها را بسته اند تا جائیکه یک ترافیک سنگین در چهارراه دروازه دولت تقاطع سعدی و انقلاب و روزولت ایجاد شده و جابجائی موتور سواران لباس شخصی را تا حد زیادی غیر ممکن کرده است.در واقع امروز تهران بیک میدان جنگ بدل گردیده است که توصیف آن در قلم میسر نیست مگر در تصاویر که با احتمال زیاد تصاویری که توسط مبارزین گرفته شده میتواند چهره این میدان را بخوبی نشان بدهد.
 امروز 16 آذر 89 بار دیگر ولایت جهل وجور وفساد . تباهی دریافت که این آتشفشان از فوران فرو نخواهد نشست. این آتشفشان تا زمانیکه ریشه ظلم حکومت عقب مانده و متحجرانه ملایان را در شعله سوزان خود نسوزاند هرگز و هز گز خاموش شدنی نخواهد بود.  مرگ بر استبداد وذهبی  مرگ بر کلیت نظام ولاین مطلقه و مرگ بر اوباشان وآدمکشان اسلامی .    زنده باد آزادی و بر قرارباد دمکراسی.
 دوستان مبارز در سطح شهر و نقاط مختلف ودانشگاهها حضور دارند . چنانچه خبرهای جدید دریافت گردد طی گزارشات بعدی منتشر خواهد شد  16 آذر 89 ساعت 15/35     


 


۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

خطرتقلیل سد کرج (( امیرکبیر)) در کنار آلودگی هوا

                          {{آرش – صبحی}}

مدتیست که موضوع آلودگی تهران به یک معضل بزرگ بدل شده و دولت بی کفابت ودرمجموع نظام غرق شده درفساد وتباهی جمهوری اسلامی بجای چاره اندیشی های علمی راهکار مقابله با چنین معضلی را در تعطیلی کشورجستجو میکند. آنهم نه روشهای حساب شده وکارشناسانه، بلکه بصورت کیلوئی وآنی. بدین معنا که احمدی نژاد در یک لحظه تصمیم میگیرد که بیانیه بدهد و اعلا م نماید که مملکت تعطیل است. جدای ازضرر وزیانهای کلانی که به اقتصاد نیم بند وبیمار کشور وارد میشود، وضعیت بگونه ای میشود که حتی خرده کاسبهای محلی هم با یک نوع بحران مالی مواجه میشوند که آنها نیز راه برون رفت ازچنین بحرانی را در گرانفروشی جستجو مینمایند وبهمین دلیل است که با هراعتراضی پاسخ میدهند، درمملکتی که هر روز تعطیل میشود ما باید ضرر وزیان خود را بنوعی جبران کنیم. این مسئله را که مطرح میکنم نه یک فرضیه که یک حقیت آشکار است ونگارنده در چندین مورد با چنین پاسخهائی مواجه بوده ام که اعتراض هم بی اثر بوده است.
درحال حاضرنرخ اقلام مصرفی و خوراکی بصورتی روزانه سیر صعودی پیدا کرده تا جائیکه نرخ یک شانه تخم مرغ به 4000 هزار تومان، نرخ یک کیلو گوجه فرنگی تا 5000 هزار تومان بنا به تناسب موقعیت محلی. نرخ یک کیلو خیار تا 2500 تومان. یک کیلو سیب زمینی 1200 تومان. یک کیلو پیازبین 800 تا 1050تومان و... نرخ کرایه که عمدتا" بوسیله مسافرکشهای شخصی صورت میگیرد تا 30 در صد رشد را نشان میدهد ودلیل آنهم همانا تعطیلی های بگفته مردم احمدی نژادی است. راننده ای میگفت وقتی باید در هفته فقط سه روز کارکنیم، باید قادر باشیم که مخارجمان را تامین کنیم. وهمه اینها در شرایطی است که دود همه این سوء مدیریت ها وبی کفایتی ها وعدم توجه به نیازهای شهری آنهم در تهران 12 تا 15 میلیونی که ناوگان عمومی از اولویتهای اولیه آنست و این مسئله با لجاجت احمدی نژاد با شهرداری و مدیریت مترو روز بروز تشدید میابد، دودش بچشم مردم میرود.
دراین میان معضلات پنهان یا بدور ازچشم مردم وجود دارد که شهروندان تهرانی و اصفهانی و شیرازی ودریک کلام مردم بی خبرنگه داشته شده از آن بکلی بی خبرند، که عمده ترین آن مسئله آب شرب سالم وتصفیه شده میباشد.
چندی پیش مطلبی نوشته ومنتشر نمودم با عنوان سد امیرکبیر درآستانه خشکیدن . متاسفانه درفاصله زمانی آن مطلب تا امروز که این سطوررا مینویسم میتوانم ادعا نمایم که میزان ذخیره آب پشت سد امیرکبیر یا همان سد کرج اززمان انتشار آن مطلب تا به حالا بیش ازدوبرابرگذشته تقلیل یافته تا جائیکه میتوان درنقاطی از این سد جزایرکوچکی را که هرگزاز زمان ساخت این سد دیده نشده بودند را بوضوح مشاهده نمود. این بدان معناست که ذخیره پشت این سد شاید به یک چهارم وشاید هم کمترتقلیل یافته واگر وضعیت جوی به همین صورت تداوم یابد باید بزودی منتظرآن باشیم که حتی آب لازم در پشت سد قادرنباشد که توربینهای نصب شده در دریچه های خروجی سد را بحرکت درآورند که آنهم معضل دیگری بر معضلات خواهد شد، واین یعنی خشکیدن سدی که روز و روزگاری آب تهران را تامین میکرد آنهم آبی که درایران وجهان بلحاظ کمی و کیفی وگوارا بودن زبان زد خاص وعام بود.
برای اینکه بشود این بنظرمن فاجعه زیست محیطی را بصورتی ملموس درمعرض دید وقضاوت مردم قرارداد به تصاویری که درمورخه 25ابان ماه 89 از وضعیت ذخیره آب این سد وکوههای سیاه رنگ مانده اطراف آن که در حقیقت منابع تامین آب این سد میباشند تهیه شده توجه کنید. شاید بتوانیم به عمق چنین فاجعه عظیمی پی ببریم.
ذکر این نکته ضروری بنظر میرسد که اگرواقعا این آبهای بطری معدنی وجود نمیداشت، بلاتردید باید بپذیریم که تامین آب تهران بیک بلای انسانی بدل میشد که میتوانست گروههای زیادی ازشهروندان تهران وکرج وحاشیه پر جمعیت این کلان شهرهارا با مشکلاتی بسیارجدی وجبران نا پذیر مواجه سازد. وجالب اینست که دولت فاسد اسلامی حتی کلامی دراین مورد اطلاع رسانی نمینماید ومردم درجریان نیستند که چه فاجعه بزرگی درراه است. به تصاویر نگاه کنید. با ایبن تذکر که سطح آب با اندازه گیری که توسط اکیپ خودمان صورت گرفت چیزی نزدیک به هشت متر و35 سانتی متر پائین ترازاستاندارد ذخیره تکمیلی قراردارد.  

ایران/11/آذر/89                                                                             


   
                           
  
                                           











۱۳۸۹ آذر ۳, چهارشنبه

جاده های ناامن ومرگ آفرین


جاده های ناامن ومرگ آفرین!                     (( آرش – صبحی))

عدم مسائل ایمنی جاده ها و فساد دردستگاه پلیس راه ورشوه خواری دراین دستگاه، وگرسنه بودن و محتاج بودن رانندگان وسائط نقلیه عمومی و... کماکان قربانی میگیرد. تصاویری را که در ذیل مشاهده میکنید تصادف مرگ آفرینی است که روز شنبه 29آبانماه 89 در جاده چالوس رخ داده که در نتیجه آن دونفر دردم نفرکشته و5 نفرمجروح درپی داشته است.
تصاویر ذیل که توسط یک شهروند خبرنگارگرفته شده درست در زمانی گرفته شده است که بیش از 40 دقیقه از وقوع این تصادف مرگبارنگذشته بودوهنوزهم پلیس در صحنه حضورپیدا نکرده بود واجساد ومجروحین تصادف بوسیله مردم ورانندگان عبوری از خودروهای تصادفی بیرون کشیده شده اند ودر کنار جاده در انتظار رسیدن پلیس راه و امداد گران جاده ای مشغول جان کندن بودند. این وضعیت در حالی بود که بجز دو نفرازسرنشینان سواری کرایه میان شهری زردرنگ  که دردم کشته شده بودند، دیگرسرنشینان اتومبیل سواری وراننده کامیون بونکر چپ شده در شرایط جسمی وخیمی قرارداشتند. ذکر این نکته مهم ضرورت دارد که امروز اضافه برجنایاتی که رژیم اسلامی در زندانها و جای – جای مملکت انجام میدهد بخش دیگری از مردم ایران باید در اثر نا امن بودن راهها وجاده ها قربانیان چنین تصادفات هولناکی باشند.

 
ایران /جاده چالوس /29 آبان 89